

تا حالا به این فکر کردید چه چیزی یه مدیر رو از یه ناظر ساده، به یه رهبر الهامبخش و تاثیرگذار تبدیل میکنه؟ من همیشه به دنبال پیدا کردن این بودم و خوشحالم که یه منبع عالی پیدا کردم که جواب خیلی از سوالاتم رو داد: کتاب “The Motive: Why So Many Leaders Abdicate Their Most Important Duty” (انگیزه: چرا اینقدر از رهبران از مهمترین وظیفه خود شانه خالی میکنند).
توی این پست، میخوام یه خلاصه جمع و جور از این کتاب رو باهاتون به اشتراک بذارم و بهتون بگم چطور میتونید یه مدیر واقعاً خوب باشید و تیمتون رو به قلههای موفقیت برسونید!
یه نکته مهم قبل از هر چیز: انگیزه، ریشه هر عملکردیه!
کتاب به یه مفهوم اساسی تاکید میکنه: انگیزه شما از رهبری چیه؟ آیا دنبال کسب قدرت و ارتقای جایگاه خودتون هستید، یا قلباً میخواید به تیمتون کمک کنید تا به بهترین عملکردشون برسن و در مسیر رشد قرار بگیرن؟ این کتاب، این دو نوع انگیزه رو اینطوری دستهبندی میکنه:
۱. انگیزه پاداش: مدیرایی که بیشتر به فکر منافع شخصی خودشون هستن ارتقای شغلی، افزایش حقوق، شهرت.
۲. انگیزه مسئولیت: مدیرایی که حس مسئولیت در قبال رشد و موفقیت تیمشون دارن و موفقیت تیم براشون در اولویته.
خب، حالا بریم سراغ ۵ راهکار عملی و کاربردی که بهتون کمک میکنن یه مدیر خوب باشید:
۱. یه تیم رهبری رویایی بسازید: درست مثل تیمی از ابرقهرمانان!
تصور کنید دارید یه تیم از ابرقهرمانان جمع میکنید. هر کدوم یه قدرت خاص دارن و با هم متحد میشن تا دنیا رو نجات بدن. توی تیم رهبری هم دقیقا همینه! یه تیم رهبری خوب، تیمی هست که:
- اعضاش به هم اعتماد دارن و از نشون دادن ضعفهاشون نمیترسن. وقتی همه راحت باشن، ایدههای خلاقانهتری مطرح میشن!
- به جای اینکه از بحث و اختلاف نظر فرار کنن، ازش به عنوان فرصتی برای رسیدن به راه حلهای بهتر استفاده میکنن. بحثهای سازنده، موتور محرک نوآوری هستن.
- به تصمیمات گروهی متعهد هستن، حتی اگه باهاش مخالف باشن. وحدت و هماهنگی، کلید پیروزیه.
- مسئولیتپذیر هستن و از سرزنش کردن دیگران خودداری میکنن. اشتباهات فرصتی برای یادگیری و رشد هستن.
- بیشتر از منافع خودشون، به فکر موفقیت کلی سازمان هستن. تیم باید در اولویت باشه!
۲. زیردستانتون رو مثل یه باغبان ماهر، پرورش بدید: با عشق و صبر!
یه باغبان ماهر، به گیاههاش نور کافی میده، خاکشون رو غنی میکنه، علفهای هرز رو از بین میبره و با عشق و صبر، بهشون کمک میکنه تا شکوفا بشن. شما هم باید با زیردستانتون همینطور رفتار کنید! یعنی:
- به طور منظم باهاشون در ارتباط باشید و از چالشها و فرصتهاشون باخبر بشید. بهشون نشون بدید که دغدغهمند هستید.
- بهشون بازخورد سازنده و به موقع بدید و کمکشون کنید تا عملکردشون رو بهتر کنن. مثل یه مربی دلسوز، راهنماییشون کنید.
- فرصتهای رشد و توسعه براشون فراهم کنید و بهشون کمک کنید مهارتهاشون رو ارتقا بدن. بهشون فضا بدید تا پتانسیلهای خودشون رو شکوفا کنن.
- اونها رو تشویق و ترغیب کنید تا به اهداف سازمان برسن و بهشون انگیزه بدید. نقاط قوتشون رو برجسته کنید و از موفقیتهاشون قدردانی کنید.
- بهشون اعتماد داشته باشید و بهشون اجازه بدید که تصمیم بگیرن و بهشون قدرت تصمیمگیری بدید. اعتماد، پایه و اساس یه رابطه کاری قویه.
آیا زیردستانتون احساس میکنن که شما واقعاً بهشون اهمیت میدید و به پیشرفتشون اهمیت میدید؟
۳. از گفتگوهای سخت نترسید: چون شجاعت، رمز رشده!
هیچکس دوست نداره توی موقعیتهای ناخوشایند قرار بگیره، اما یه مدیر خوب باید شهامت روبرو شدن با گفتگوهای سخت و چالشبرانگیز رو داشته باشه. این گفتگوها شامل:
- ارائه بازخورد منفی. مهم اینه که این کار رو با لحنی محترمانه و سازنده انجام بدید و بر رفتار تمرکز کنید، نه شخصیت.
- حل تعارضات. باید بتونید بین افراد صلح و آشتی برقرار کنید و به راهحلهای برد-برد برسید.
- تصمیمگیریهای سخت. گاهی مجبورید تصمیماتی بگیرید که ممکنه باعث ناراحتی بعضی از افراد بشه، اما به نفع سازمان هست.
آیا شما از روبرو شدن با این موقعیتها فرار میکنید، یا شجاعانه باهاشون مقابله میکنید و دنبال راهحلهای سازنده میگردید؟
۴. جلسات رو تبدیل به سلاح مخفی کنید نه یه کابوس تکراری!
جلسات میتونن ابزاری قدرتمند برای پیشبرد اهداف باشن، اما اگه درست برگزار نشن، فقط اتلاف وقت و انرژی هستن. یه جلسه خوب، جلسهایه که:
- به طور منظم و با یه دستور کار مشخص برگزار میشه. همه باید بدونن قراره در مورد چی صحبت بشه و هدف از جلسه چیه.
- وقت رو به درستی مدیریت میکنید و از حاشیهروی و اتلاف وقت جلوگیری میکنید. بهینهسازی زمان، نشونه احترام به وقت دیگرانه.
- همه اعضا رو به مشارکت فعال تشویق میکنید و بهشون فرصت میدید نظرشون رو بیان کنن. تنوع دیدگاهها، به تصمیمات بهتری منجر میشه.
- در پایانش به یه توافق مشخص میرسید و اقدامات بعدی رو تعیین میکنید. جلسه باید یه نتیجه ملموس داشته باشه.
- به نتایج ملموس و قابل اندازهگیری منجر میشه و تاثیر مثبتی بر عملکرد تیم و سازمان داره. باید بدونیم که جلسه واقعاً تاثیرگذار بوده.
آیا جلسات شما واقعاً مفید و سازنده هستن، یا فقط یه سری حرف تکراری و بینتیجه هستن؟
۵. پیامهای مهم رو هی تکرار کنید: مثل یه آهنگ ماندگار!
یه مدیر خوب، مثل یه دیجی حرفهای عمل میکنه! مدام یه آهنگ رو پلی نمیکنه، اما آهنگهای اصلی و مهم رو بارها و بارها پخش میکنه تا همه ملودی و شعرش رو حفظ کنن! شما هم باید ارزشها و پیامهای مهم سازمان رو بارها و بارها به کارمندانتون یادآوری کنید.
آیا مطمئنید که همه کارمنداتون از ارزشها و اهداف سازمان خبر دارن و در راستای اونها حرکت میکنن؟